کسب‌وکار در ایران

قرارداد شراکت — بندهایی که باید قبل از شروع نوشت

بیشتر شراکت‌ها در ایران با یک دست دادن شروع می‌شوند و کاغذشان بعد از اولین دعوا نوشته می‌شود — وقتی دیگر دیر است. این راهنما می‌گوید قانون در نبود قرارداد چه پیش‌فرض‌هایی دارد، کدام قالب شرکت چه محدودیتی برای ورود و خروج شریک می‌سازد، دوازده بندی که باید قبل از شروع نوشت، و چرا تقسیم پنجاه-پنجاه خطرناک‌ترین پیش‌فرض است.

تیم ریبین۹ دقیقه مطالعه
دو دست در حال دست دادن در فضای یک دفتر — دست دادن شروع شراکت است، نه قرارداد آن

شراکت در ایران معمولاً این‌طور شروع می‌شود: دو دوست، دو فامیل، یا دو همکار قدیمی تصمیم می‌گیرند کاری را با هم شروع کنند. یکی می‌گوید «بیا یک قرارداد بنویسیم» و دیگری جواب می‌دهد «ما که با هم رفیقیم، این حرف‌ها چیه؟» — و قرارداد نوشته نمی‌شود.

دو سال بعد، وقتی کسب‌وکار یا خیلی خوب شده یا خیلی بد، همان دو نفر می‌نشینند تا درباره‌ی چیزهایی توافق کنند که هیچ‌وقت درباره‌شان حرف نزده بودند: چه کسی بیشتر کار کرده، سود مال کیست، اگر یکی بخواهد برود سهمش چقدر می‌ارزد. و حالا دیگر رفیق نیستند که این گفتگو را راحت انجام بدهند.

قاعده‌ی این راهنما یک جمله است: قرارداد شراکت را وقتی همه خوشحال‌اند بنویس؛ وقتی دعوا شد، دیگر نمی‌شود.

یک نکته از اول: این مقاله اطلاعات عمومی است، نه مشاوره‌ی حقوقی. قرارداد نهایی را حتماً با وکیل آشنا به حقوق تجارت ایران تنظیم کن.

اگر قرارداد ننویسی، قانون چه می‌گوید؟

نبودِ قرارداد به معنی نبودِ قاعده نیست. یعنی قاعده‌هایی بر رابطه‌ی شما حاکم می‌شود که خودتان انتخابشان نکرده‌اید. دو نمونه از قانون مدنی که بیشتر شرکا نمی‌دانند:

  • تقسیم سود و زیان به نسبت سهم. طبق ماده‌ی ۵۷۵ قانون مدنی، هر شریک به نسبت سهمش در سود و زیان شریک است، مگر اینکه برای یک یا چند نفر در مقابل کاری که انجام می‌دهند سهم بیشتری قرار داده شده باشد. یعنی اگر یکی پول آورده و دیگری تمام‌وقت کار می‌کند و این را جایی ننوشته‌اید، سهم کار دیده نمی‌شود.
  • هر شریک هر وقت بخواهد می‌تواند تقسیم بخواهد. طبق ماده‌ی ۵۸۹ قانون مدنی، هر شریک می‌تواند هر وقت خواست تقاضای تقسیم مال مشترک را بکند — مگر اینکه قانون منع کرده باشد یا شرکا به وجه ملزمی متعهد شده باشند که تقسیم نکنند. یعنی شراکتی که هیچ تعهد مکتوبی ندارد، در عمل با خواست یک نفر قابل از هم پاشیدن است.

این دو ماده خودشان دلیل کافی‌اند که قرارداد بنویسی.

اول قالب را انتخاب کن

قبل از بندهای قرارداد، باید روشن باشد شراکت در چه قالبی است، چون هر قالب قاعده‌های خودش را برای ورود و خروج شریک دارد:

مشارکت مدنی (بدون ثبت شرکت) شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی خاص
ثبت رسمی ندارد دارد دارد
مسئولیت شرکا در برابر بدهی‌ها محدود به قالب قانونی نیست؛ ریسک شخصی بالاتر محدود به سرمایه محدود به سرمایه
انتقال سهم به غیر تابع قرارداد رضایت شرکایی که دست‌کم سه‌چهارم سرمایه و اکثریت عددی را دارند، با سند رسمی ساده‌تر؛ قابل محدود کردن در اساسنامه
ورود سرمایه‌گذار دشوار دشوار مناسب‌ترین قالب
پیچیدگی و هزینه کمترین متوسط بیشترین

قاعده‌ی عملی: برای کسب‌وکار خانوادگی یا خدماتی که قصد جذب سرمایه‌گذار ندارد، مسئولیت محدود معمولاً کافی است. اما اگر ممکن است روزی سهم واگذار کنی یا سرمایه‌گذار بیاوری، از اول سهامی خاص را در نظر بگیر؛ تغییر قالب بعداً هزینه و زمان دارد، و محدودیت انتقال سهم‌الشرکه در شرکت با مسئولیت محدود — که طبق مواد ۱۰۲ و ۱۰۳ قانون تجارت رضایت اکثریت سرمایه و سند رسمی می‌خواهد — دقیقاً همان چیزی است که ورود سرمایه‌گذار را کند می‌کند.

دوازده بندی که باید قبل از شروع نوشت

۱. آورده‌ی هر شریک و ارزشش. پول نقد، کار تمام‌وقت، دارایی، مشتری، دانش فنی — هر چه هست، با ارزش مشخص. «آورده‌ی من تجربه‌ام است» بدون عدد، منبع دعوای بعدی است.

۲. تقسیم سهام. چه کسی چند درصد، و چرا. پایین‌تر درباره‌ی پنجاه-پنجاه مفصل گفته‌ایم.

۳. تعلق تدریجی سهام. سهم کسی که قرار است سال‌ها کار کند، بهتر است به‌تدریج به او تعلق بگیرد، نه یک‌جا روز اول. در ایران این سازوکار معمولاً از طریق قرارداد میان شرکا پیاده می‌شود و حتماً باید با وکیل تنظیم شود؛ قالب ترجمه‌شده‌ی خارجی را کپی نکن.

۴. نقش‌ها و مسئولیت‌ها. چه کسی مدیرعامل است، چه کسی فروش، چه کسی عملیات. و مهم‌تر: در هر حوزه، حرف آخر با کیست.

۵. تصمیم‌هایی که اجماع می‌خواهند. فهرست کوتاهی از تصمیم‌های بزرگ که هیچ شریکی به‌تنهایی نمی‌گیرد: ورود شریک جدید، وام بالاتر از یک سقف مشخص، فروش دارایی اصلی، تغییر حقوق شرکا.

۶. حقوق یا برداشت شرکا. شریکی که تمام‌وقت کار می‌کند، حقوق می‌گیرد یا فقط سود؟ و شریکی که فقط سرمایه آورده؟ این دو را از هم جدا کن: حقوق در برابر کار، سود در برابر مالکیت.

۷. تقسیم سود و سیاست سرمایه‌گذاری دوباره. چه بخشی از سود تقسیم می‌شود و چه بخشی در کسب‌وکار می‌ماند. بدون این بند، در اولین سال سودده، یکی می‌خواهد برداشت کند و دیگری توسعه بدهد.

۸. خروج شریک. اگر کسی بخواهد برود، سهمش را چه کسی می‌خرد، با چه فرمول قیمتی، و در چه مهلتی. فرمول را از قبل بنویس — مثلاً بر اساس ارزش دفتری یا ضریبی از سود سال گذشته — چون روز خروج، هر طرف عددی می‌گوید که به نفع خودش است.

۹. حق تقدم خرید. اگر شریکی بخواهد سهمش را بفروشد، اول باید به شرکای فعلی پیشنهاد بدهد. بدون این بند، ممکن است یک روز با شریکی که انتخاب نکرده‌ای کار کنی.

۱۰. ورود شریک یا سرمایه‌گذار جدید. با ورود نفر جدید، سهم همه چطور تغییر می‌کند و چه کسی باید موافقت کند.

۱۱. عدم رقابت، محرمانگی و مالکیت دارایی فکری. نرم‌افزار، برند، فهرست مشتری و فرایندهایی که ساخته می‌شود مال شرکت است، نه شخص. و شریکی که می‌رود، تا مدت مشخصی کار رقیب را شروع نمی‌کند.

۱۲. حل اختلاف. قبل از دادگاه چه می‌شود: گفتگو، بعد میانجی، بعد داوری با داور مورد توافق. بندی که روشن کند دعوا کجا و چطور حل می‌شود، خودش جلوی بسیاری از دعواها را می‌گیرد.

و یک بند که همه فراموش می‌کنند: فوت یا ناتوانی یکی از شرکا. سهمش به وراث می‌رسد — و آیا شما آماده‌اید با وراث شریک شوید؟ اگر نه، سازوکار خریدش را از قبل بنویسید.

خطرناک‌ترین پیش‌فرض: پنجاه-پنجاه

تقسیم مساوی سهام، راحت‌ترین تصمیم است — چون از یک گفتگوی سخت فرار می‌کند. و دقیقاً به همین دلیل خطرناک است.

توماس هلمن و نوآم واسرمن در پژوهشی روی ۱٬۴۷۶ بنیان‌گذار در ۵۱۱ شرکت نوپا نشان دادند حدود یک‌سوم تیم‌ها سهام را مساوی تقسیم می‌کنند، و تقسیم مساوی با ارزش‌گذاری پایین‌تر در اولین دور جذب سرمایه همراه است — به‌خصوص در تیم‌هایی که این تصمیم را سریع گرفته بودند. تفسیرشان این است که تقسیم مساوی سریع، معمولاً نشانه‌ی فرار از گفتگو درباره‌ی تفاوت‌های واقعی آورده‌ی شرکاست.

دو مشکل عملی پنجاه-پنجاه:

  • بن‌بست. در اولین اختلاف جدی، هیچ‌کس اکثریت ندارد و هیچ تصمیمی گرفته نمی‌شود.
  • نادیده گرفتن تفاوت‌ها. کسی که ایده، سرمایه و تمام‌وقتش را آورده، با کسی که پاره‌وقت کار می‌کند، برابر نیست — و این نابرابری دیر یا زود خودش را نشان می‌دهد.

اگر با همه‌ی این‌ها تقسیم مساوی را انتخاب می‌کنید، دست‌کم یک سازوکار حل بن‌بست بنویسید: مثلاً رأی یک مشاور بیرونی مورد اعتماد هر دو، یا تقسیم حوزه‌ها که هر کس در حوزه‌ی خودش حرف آخر را بزند. معماهای دیگر بنیان‌گذاری — از رابطه و نقش تا پاداش — در راهنمای دوراهی‌های بنیان‌گذاری آمده است.

یک مثال: وقتی شریکی زود می‌رود

فرض کن سه نفر شرکتی راه انداخته‌اند و یکی از آن‌ها ۴۰ درصد سهم دارد. قرارداد نوشته‌اند که سهم او در طول چهار سال به‌تدریج به او تعلق بگیرد، با یک دوره‌ی اولیه‌ی یک‌ساله که قبل از پایانش هیچ سهمی تعلق نمی‌گیرد.

  • اگر بعد از ۱۸ ماه برود، ۱۸ ماه از ۴۸ ماه — یعنی ۳۷٫۵ درصد سهمش — به او تعلق گرفته است: ۱۵ درصد از کل شرکت. بقیه — ۲۵ درصد شرکت — طبق سازوکاری که در قرارداد آمده، به شرکت یا شرکای باقی‌مانده برمی‌گردد.
  • اگر بعد از ۱۰ ماه برود، هنوز به پایان دوره‌ی اولیه نرسیده و سهمی نمی‌برد.

حالا همین را بدون این بند تصور کن: شریکی که ۱۸ ماه کار کرده و رفته، برای همیشه ۴۰ درصد شرکتی را دارد که دو نفر دیگر سال‌ها برایش کار خواهند کرد. این رایج‌ترین فاجعه‌ی شراکت‌های نوپاست — و تنها راه جلوگیری از آن، نوشتنِ پیش از شروع است.

چطور این گفتگو را شروع کنیم؟

سخت‌ترین بخش قرارداد شراکت، نوشتنش نیست؛ مطرح کردنش است. چون در فرهنگ ما، پیشنهاد قرارداد با رفیق یا فامیل گاهی به بی‌اعتمادی تعبیر می‌شود. سه پیشنهاد:

  • آن را حفاظت از رابطه معرفی کن، نه از خودت. «می‌خواهم مطمئن شوم این کار دوستی‌مان را خراب نمی‌کند» جمله‌ی درستی است — و واقعاً همین‌طور است.
  • با فهرست شروع کن، نه با متن حقوقی. همین دوازده بند را بردارید و برای هر کدام، جواب خودتان را جداگانه بنویسید، بعد کنار هم بگذارید. جاهایی که جواب‌ها فرق دارد، همان‌جاهایی است که دعوای آینده از آن می‌آید.
  • وکیل را آخر بیاور، نه اول. وقتی درباره‌ی اصل بندها توافق کرده‌اید، وکیل آن‌ها را به متن حقوقی درست تبدیل می‌کند. آوردن وکیل پیش از گفتگو، فضا را رسمی و بی‌اعتماد می‌کند.

اشتباه‌های رایج

  • ننوشتن، به‌خاطر رفاقت. رفاقت دلیل نوشتن است، نه دلیل ننوشتن.
  • پنجاه-پنجاه بدون سازوکار بن‌بست.
  • دادن سهم یک‌جا و بدون شرط به کسی که هنوز کاری نکرده.
  • مخلوط کردن حقوق و سود. شریک کارکن و شریک سرمایه‌گذار، دو نوع آورده‌ی متفاوت دارند.
  • فرمول نداشتن برای خروج. بدترین زمان برای مذاکره درباره‌ی قیمت سهم، روز خروج است.
  • کپی کردن قالب خارجی. سازوکارهای حقوقی ایران متفاوت است؛ قراردادی که در ایران قابل اجرا نباشد، فقط احساس امنیت می‌دهد.
  • فراموش کردن به‌روزرسانی. وقتی شریک جدید می‌آید یا نقش‌ها عوض می‌شوند، قرارداد هم باید عوض شود.

در ریبین چطور اجرایش کنیم؟

۱. هر کدام از شرکا جداگانه آزمون دوراهی‌های بنیان‌گذاری را بدهد و نتیجه‌ها را کنار هم بگذارید. این آزمون استحکام توافق‌های شما را در سه محور رابطه، نقش و پاداش می‌سنجد، و فاصله‌ی بین جواب‌های شرکا معمولاً از خود نمره مهم‌تر است.

۲. فهرست دوازده بند را با یارا مرور کن. بخواه برای هر بند سوال‌هایی بپرسد که هنوز به آن فکر نکرده‌ای. اگر قصد جذب سرمایه‌گذار دارید، بند ورود شریک جدید را با لاوان هم ببین.

۳. نوشتن قرارداد را تعهد تاریخ‌دار کن — با تاریخ جلسه‌ی شرکا و تاریخ جلسه با وکیل. قراردادی که تاریخ ندارد، هیچ‌وقت نوشته نمی‌شود.

۴. نسخه‌ی نهایی را در اسناد نگه دار و هر سال یک بار مرورش کنید.

یک مرز روشن: ریبین برای تنظیم قرارداد شراکت، اساسنامه یا هر سند ثبتی مرجع نیست. برای متن نهایی حتماً با وکیل یا کارشناس ثبت شرکت‌ها مشورت کن.

پرسش‌های پرتکرار

اگر قرارداد شراکت ننویسیم، چه اتفاقی می‌افتد؟

قاعده‌هایی بر رابطه‌تان حاکم می‌شود که خودتان انتخاب نکرده‌اید. طبق قانون مدنی، سود و زیان به نسبت سهم تقسیم می‌شود مگر اینکه برای کار کسی سهم بیشتری قرار داده شده باشد، و هر شریک می‌تواند هر وقت بخواهد تقاضای تقسیم مال مشترک را بکند مگر اینکه به‌طور ملزم متعهد شده باشد که نکند. یعنی هم کار شریک کارکن ممکن است دیده نشود، هم شراکت با خواست یک نفر قابل از هم پاشیدن است.

با دوست یا فامیل هم باید قرارداد نوشت؟

بیشتر از هر کس دیگری. با یک غریبه، اگر شراکت به هم بخورد، فقط کسب‌وکار از دست می‌رود؛ با دوست یا فامیل، رابطه هم از دست می‌رود. قرارداد در این حالت، محافظ رابطه است نه نشانه‌ی بی‌اعتمادی. بهترین زمانش هم همان اول کار است، وقتی همه خوشحال‌اند و هنوز چیزی برای دعوا وجود ندارد.

سهام را پنجاه-پنجاه تقسیم کنیم؟

فقط اگر آورده‌ی دو طرف واقعاً برابر است — در پول، کار، زمان و ریسک — و یک سازوکار روشن برای حل بن‌بست نوشته‌اید. پژوهش هلمن و واسرمن نشان داد تقسیم مساوی، به‌خصوص وقتی سریع تصمیم گرفته شود، با ارزش‌گذاری پایین‌تر در اولین دور جذب سرمایه همراه است. تقسیم مساوی اغلب نشانه‌ی فرار از گفتگو درباره‌ی تفاوت‌های واقعی است، نه نشانه‌ی برابری.

شرکت با مسئولیت محدود ثبت کنیم یا سهامی خاص؟

اگر قصد جذب سرمایه‌گذار یا واگذاری سهم ندارید، مسئولیت محدود ساده‌تر و ارزان‌تر است. اما انتقال سهم‌الشرکه در آن طبق قانون تجارت رضایت شرکایی را می‌خواهد که دست‌کم سه‌چهارم سرمایه و اکثریت عددی را دارند و باید با سند رسمی انجام شود؛ همین، ورود سرمایه‌گذار را کند می‌کند. اگر ممکن است روزی سهم واگذار کنید، سهامی خاص را از اول در نظر بگیرید. تصمیم نهایی را با کارشناس ثبت شرکت‌ها بگیرید.

اگر شریکم بخواهد برود، سهمش را چطور قیمت بگذاریم؟

با فرمولی که از قبل در قرارداد نوشته‌اید — مثلاً بر اساس ارزش دفتری، یا ضریبی از سود سال گذشته، یا نظر یک کارشناس رسمی. نکته‌ی اصلی این است که فرمول قبل از خروج نوشته شده باشد؛ روز خروج، هر طرف عددی می‌گوید که به نفع خودش است و بدون فرمول، مذاکره به دعوا تبدیل می‌شود.

قرارداد شراکت را خودمان بنویسیم یا وکیل؟

هر دو، به این ترتیب: اول خودتان درباره‌ی محتوای بندها توافق کنید — چه کسی چه آورده، سهم‌ها، نقش‌ها، خروج، اختلاف — و بعد وکیل آشنا به حقوق تجارت ایران آن را به متن حقوقی قابل اجرا تبدیل کند. قالب آماده یا ترجمه‌شده‌ی خارجی را کپی نکنید؛ سازوکارهایی مثل تعلق تدریجی سهام در ایران شکل اجرایی متفاوتی دارند.

منابع

  1. Hellmann & Wasserman — The First Deal: The Division of Founder Equity in New Ventures (نسخه‌ی NBER؛ منتشرشده در Management Science، ۲۰۱۷)
  2. Noam Wasserman — The Founder's Dilemma، هاروارد بیزینس ریویو، فوریه ۲۰۰۸
  3. قانون تجارت — پایگاه ملی قوانین و مقررات
  4. قانون مدنی — مرکز پژوهش‌های مجلس
خواندن کافی نیست؛ این چارچوب داخل ریبین اجرا می‌شود.

پروفایل کسب‌وکارت را بساز و همین جلسه را با منتوری که تو را می‌شناسد بگیر — رایگان، بدون کارت بانکی، با تعهد و پیگیری هفتگی.

شروع رایگان

→ همه‌ی مقاله‌های بلاگ